تبليغاتX
من می خواهم پس می توانم



نویسنده : حسني ; ساعت 17:24 روز سه شنبه دهم آذر 1388

اگر

 B   C   D   E   F   G   H   I  J   K  L  M   N  O  P  Q  R  S  T  V   X  Y  Z

برابر باشد با

۲۶  ۲۵  ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰  ۱۹  ۱۸ ۱۷ ۱۶  ۱۵ ۱۴  ۱۳ ۱۲  ۱۰۱۱ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳  ۲  ۱

HARD WORK (  تلاش سخت )

H +A+R+D+W+O+R+K

 ۹۸٪ = ۱۱+ ۱۸ + ۱۵+ ۲۳ + ۴ + ۱۸ + ۱ +۸  

 

KNOWLEDGE (دانش  )

K+N+O+W+L+E+D+G+E

۹۶٪ = ۵ + ۷ + ۴ + ۵ + ۱۲ + ۲۳ + ۱۵ + ۱۴ + ۱۱

 

LOVE (  عشق)

L+O+V+E

 ۵۴٪ = ۵  + ۲۲ + ۱۵ + ۱۲

 

LUCK ( شانس )

L+U+C+K

۴۷٪ = ۱۱ + ۳ + ۲۱ + ۱۲

 

همه ما فکرمی کردیم اینها بهترین ها باشند نه؟؟

 

پس چه چیزی 100% را می سازد ؟

 

MONEY  ( پول )

M+O+N+E+Y

 ۷۲٪ = ۲۵ + ۵ + ۱۴ + ۱۵ + ۱۳

 

LEADERSHIP (  رهبری)

L+E+A+D+E+R+S+H+I+P

۸۹ ٪ = ۱۶ + ۹ + ۱۹ + ۱۸ + ۵ + ۴ +۱ +۵ +۱۲

 

هر مشکلی راه حلی دارد ، شاید فقط لازم است نگرشمان را عوض کنیم !

برای رسیدن به اوج 100%

روی چه چیزی کار کنیم ؟

 

ATTITUDE ( نگرش )

A+T+T+I+T+U+D+E

۱۰۰ ٪ = ۵ + ۴ + ۲۱ + ۲۰ + ۹ + ۲۰ + ۲۰ + ۱

اگر نگرش ما به زندگی و گروه وکارمان عوض شود زندگی 100% خواهد شد؟ !!

نگرش همه چیز را تعیین می کند .





نویسنده : حسني ; ساعت 13:45 روز چهارشنبه چهارم آذر 1388

بعد از تلاش هشت ماه بالاخره پایان نامه ام به نتیجه رسید.

و استاد لطف فرمودند به زحمتهایمان نمره ۱۹ دادند.

به هر حال خدای را سپاس که در حق بندگانش لطف دارد و در حق من لطف خاص! با اینکه بنده خاصی برایش نیستم.

اینک چکیده ای از پایان نامه:

فردا می ذارم





نویسنده : حسني ; ساعت 12:36 روز دوشنبه ششم مهر 1388

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .





نویسنده : حسني ; ساعت 12:55 روز شنبه هفتم شهریور 1388

 

قسمت كليدي براي بدست آوردن هر چيزي دانستن نحوه صحيح در خواست آن است. راهها و فنون مختلفي براي بيان منظور به صورت واضح و متقاعد كننده وجود دارد. در اين مقاله قواعدي بيان مي شود كه به شما در آموزش نحوه صحيح درخواست كمك زيادي مي كند.

1ــ قبل از خواستن چيزي تكليف خود را روشن كنيد.

قبل از هر كاري بايد بدانيد و مطمئن باشيد چه مي خواهيد. اين اولين مرحله و مهمترين مرحله از خواستن است. قبل از اينكه حتي يك كلمه بگوييد فكر كنيد دقيقاً چه مي خواهيد.

متقاضيان ناموفق اغلب اين قسمت را ناديده مي گيرند. اگر با اين روش جلو برويد در حين اينكه مي خواهيد درخواست خود را مطرح كنيد كلمات گيج كننده را بيان خواهيد كرد و در صحبت هاي شما شك و دودلي نمايان خواهد شد. نتيجه چنين تقاضايي گيج شدن مخاطب شماست.

 

2ــ احساسات منفي طرف مقابل را تحريك نكيند.

يكي ديگر از موقعيت هاي آشفته اي كه بعضي افراد دچار آن مي شوند. اين است كه تقاضاي كار يا چيزي را مي كنند كه واقعاً به آن احتياج ندارند. بهتر است كه خواسته خود را بگونه اي مطرح كنيد كه مخاطب شما اين احساس را پيدا نكند كه شما با او لجبازي مي كنيد.

به عنوان مثال به جاي اينكه بگويند: «من اين جمعه احتياج به استراحت دارم» مي گويند: «اين جمعه نمي خواهم كار كنم.» يا به جاي اينكه بگويند: «لطفاً اين فرم ها را پر كنيد» مي گويند: « دلم نمي خواد وقتي برگشتم اين فرم ها پر نشده باشد!»

با اين گونه جملات مخاطب شما به سمت احساسات منفي كشيده مي شود. و عملاً شما او را به سمتي سوق داده ايد كه بر سختي با روحيه مثبت كار شما را انجام دهد.

 

3ــ بدانيد از كه بخواهيد.

براي اينكه به هدف خود برسيد بايد بدانيد كه از چه كسي درخواست كنيد. اگر بايد سلسله مراتب را رعايت كنيد اين كار را بكنيد. و اگر بدنبال شخصي براي انجام كار خود هستيد ابتدا ببينيد آيا خودتان مي توانيد آن را انجام دهيد. فكر كنيد از كسي كه درخواست مي كنيد توانايي انجام آن را دارد؟

 

4ــ بدانيد چه موقع بخواهيد.

هميشه براي هر تقاضاي يك موقعيت بهتر وجود دارد. شايد آن موقعيت بهتر اكنون باشد و شايد يك روز ديگر. ولي اولين چيزي كه به آن بايد توجه كنيد اين است كه درخواست خود را به صورت خصوصي مطرح كنيد يا در جمع. بعضي افراد وقتي از آنها تقاضايي را در جمع مطرح مي كنيد گيج مي شوند مخصوصاً اگر مسئله خصوصي در ميان باشد.

هنگام مطرح كردن تقاضاي خود توجه كنيد كه آيا او در آرامش و راحتي باشد. اين عامل هم مي تواند در نحوه پاسخ دادن وي به درخواست شما مؤثر باشد.

 

5ــ زياد توضيح ندهيد.

به جاي اينكه سعي در توضيح بيش از حد و توجيه تقاضاي خود داشته باشيد. درخواست خود را واضح و مختصر بيان كنيد.

 

6ــ با التماس چيزي را درخواست نكنيد.

به سادگي بگوييد «من به مرخصي نياز دارم» يا بگوييد «من بايد2 روز مرخصي بروم» بدين روش قبول درخواست شما گارانتي مي شود.

 

7ــ ناله نكنيد.

با ناله كردن فقط ضعف خود را نشان مي دهيد. پس بهتر است به سادگي و به اندازه نياز صحبت كنيد.

 

8ــ بله يعني بله

يك بار كه جواب مثبت گرفتيد تشكر كنيد و آنجا را ترك كنيد. بعضي افراد بعد از گرفتن جواب مثبت شروع به تفسير و توجيه مي كنند و اين دقيقاً كاري است كه نبايد انجام دهند.

با رعايت 8 قانون فوق «هنر خواستن» را آموخته ايد. حال بهتر است اين قوانين را به كار گيريد تا اثر آن را خود مشاهده كنيد.





نویسنده : حسني ; ساعت 10:47 روز شنبه شانزدهم خرداد 1388

در روم باستان برده های قوی هیکل را با کنیزکان زیبا جفت جفت در اتاقهایی محبوس می کردند. تماشای معشوقانه آنها از ورای پنجره فوقانی اتاق یکی از تفریحات شاه و در باریان به حساب می آمد.

در این میان تنها یکی از برده های مذکور حاضر نشد کسی را در اتاقش بپذیرد و گفت: «من حیوان نیستم» به این گلادیاتورجوان که «اسپارتاکوس» نام داشت چندی بعد خیل عظیمی از بردگان را بدست گرفت و پایه های امپراتوری روم را در سالهای 72 تا 75 میلادی به لرزه دراورد.

 

قرنها پس از این واقعه در ایران، جوانی 20 ساله که دست به یاغیگری زده بود، توسط حاکم مثله شد و به عنوان اسیربه جانب شاه فرستاده شد. شاه او را خطاب قرار داد و گفت: «من از قتل تو صرفنظر می کنم و همین مجازات برای تو کافیست، زیرا می دانم که خواجه شده ای» دراین هنگام چشمهایش آکنده از اشک شد و سرخود را بالا گرفت تا قطرات اشک از چشمانش سرازیر نگردد. او کسی نبود جز «آقامحمدخان قاجار» مرد شجاع و زیرکی که بعد از چند سال پادشاهی و زعامت ملتی را بدست گرفت که زنان را برای قرنها تحقیر می کردند و اعتقاد داشتند که خواجگان حتی از کسب روزی خود عاجزند. اواگر چه صورت و صدای مردانه خود را از دست داد، ولی غذای خود را هر روز بدقت وزن می کرد و به انجام ورزشهای سخت روزانه می پرداخت تا هیکل نیرومند و مردانه اش را حفظ کند و در این کار موفق گردید.

 

پس از او در فرانسه، مردی که بیش از صدوپنجاه سانتیمترقد نداشت، به مقام امپراتوری این کشور رسید و هنگامی که قصد عبور دادن قشون خود از کوههای سربه فلک کشیده آلپ را داشت در جواب کسانی که او را از این کارمنع می کردند، گفت: «برای ناپلئون غیرممکن وجود ندارد.» این سخن ضرب المثلی شد که هم اکنون در فرانسه و در همه جای دنیا بکار می رود.

 

مدتها بعد در یونان، در خانواده فقیری که ده فرزند بر سر بدست اوردن غذا با یکدیگر نزاع می کردند. آنهم نزاعی بر سر غذایی که شکم یک نفر را هم سیر می کرد، پسری می گوید که: «من ترجیح میدهم بجای انکه با برادرانم مثل حیوانات بجنگم. برای بدست اوردن نان کار کنم.» و سپس از خانواده می گریزد. او «آریستوتل اوناسیس» نام داشت. او چندین سال بعد به عنوان ثروتمندترین مرد جهان را از آن خود کرد.

درهمین زمان در ژاپن، یک تعمیرکار دوچرخه که مردی جوان و بیسواد بود، اصرار داشت که «زندگی من نباید ارزان قیمت بود، او« سوئی جیرو هوندا» نام داشت و سرانجام کارخانجات عظیم و چند ملیتی هوندا را از خود به یادگار گذاشت و باعث افتخار ملت ژاپن گردید.

 

بالاخره جوانی که به علت یک بیماری عصبی قدرت کنترل بر چهار اندام بدن خود را از دست داده بود و قادر به تکلم و نوشتن نبود، سعی کرد با دیگران ارتباط برقرار کند و افکار خود را به آنان ارائه نماید. او آنقدر در این کار استمرار ورزید که بالاخره موفق شد کاری کند که جهان امروزی «استفان هاوکینز» را به عنوان بزرگترین نابغه در عرصه فیزیک نظری بشناسد. او همچنین یکی از رکورد داران زنده بیماری «اسلکروز» متعدد است.

 

به راستی چه خصوصیت مشترکی همه این افراد را ـ با وجود کاستی هایی که دارندـ در جهت رسیدن به هدف خود به حرکت و تکاپو وامی دارد؟ چه چیز در این افراد وجود داشته که آنها را پس از شکست های فراوان و تحمل سختیهای بسیار برای ادامه تلاش تشویق می کرده است؟ چه چیز در درون این افراد به آنها موفقیت ها نهایی وا نوید می داده و انها را در مسیری که می پیمودند ثابت قدم می کرده است؟ پاسخ این سوالات در یک کلمه خلاصه نمی شود، ولی اصطلاح «عزت نفس» بخش عمده ای از آنچه که منظور ماست را بیان می کند.





نویسنده : حسني ; ساعت 11:47 روز سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388

 

  1. احساس می کنم آدم با ارزشی هستم و حداقل به اندازه دیگران ارزش دارم.

بله                   خیر

 

  1. فکر می کنم لااقل چند تایی ویژگی خوب داشته باشم.

بله                   خیر

 

  1. می توانم به خوبی بیشتر مردم کارهای خودم را انجام دهم.

بله                   خیر

 

  1. نسبت به خودم نگاه مثبتی دارم.

بله                   خیر

 

  1. روی هم رفته از خودم راضی هستم. ( نه اینکه از خود راضی باشم.)

بله                    خیر

 

  1. احساس می کنم چیز زیادی ندارم که به آن افتخار کنم.

بله                    خیر

 

  1. با در نظر گرفتن همه چیزهای زندگی ام فکر می کنم که شکست خورده ام.

بله                    خیر

 

  1. کاش می توانستم احترام بیشتری برای خودم قایل شوم.

بله                      خیر

 

  1. گاهی احساس می کنم وجودم هیچ فایده ای برای این دنیا ندارد.

بله                      خیر

 

  1. گاهی فکر می کنم اصلا نمی توانم هیچ کاری انجام دهم.

بله                      خیر

 

فصل یک تحویل استاد شد و حالا برای بدست آوردن عزت نفس بچه ها باید از آزمون عزت نفس روزنبرگ استفاده کنیم خلاصه ای از نتایج یا مطالب مفید را براتون در پست های بعدی می گذارم





نویسنده : حسني ; ساعت 12:45 روز یکشنبه ششم اردیبهشت 1388

قصه از پایان نامه و موضوع رابطه عزت نفس دختران دبیرستانی مدارس عادی و خودگردان شروع شد

تازه فهمیدم دارم فارغ التحصیل می شم این چند سال از عمرم را که گذاشتم برای درس باید کجا باشم از چند سال پیش چه تغییری باید کرده باشم

برای همین تصمیم گرفتم دنبال تحقیق باشم نه فقط این تحقیق که خیلی از تحقیقاتی که مربوط به رشته خودم است و بهشون علاقه دارم

همین شد که شروع کردم و الان اینجام

برای راه افتادن و تلاش کردن تا بتونم سهم کوچکی در آبادانی و آینده کشورم داشته باشم همین!!!

امروز اولین روز بقیه  ی عمر شماست . " رابرت گرسیولد"

 





نویسنده : حسني ; ساعت 11:13 روز شنبه بیست و نهم فروردین 1388

اما اين موجود اين آدم معلول و نحيف و عاجز از تحرك و تكلم يك سرمشق است . . . .

براي آن ها كه با اميد و استقامت و تلاش بيگانه اند . . .

براي آن ها كه تواناييهاي انسان و ارزش انديشه سالم و سازنده را دست كم مي گيرند . . .

براي بدبين ها و منفي باف ها كه در افق ديد خود جهان را به گونه سياهچاله اي مخوف و ظلماني مي بينند . . . .

به سخن استيفن هاوكينگ : ( در آنسوي هر سياهچاله سپيد چشمه اي وجود دارد )

به طور کامل در اینجا بخوانید

http://maghaleh.net/modules.php?name=Content&pa=showpage&pid=1446